∴ تلخی کام کامکارهای ایران با مین/ تداوم جنگی که ۳۰ سال پیش پایان یافته است

گزارش؛

با پایان جنگ ها، گرچه کشتار در صف اول و خط مقدم نبردها متوقف می شود، اما این مین ها هستند که تا مدت ها چون شبحی خوفناک، ناقوس مرگ را برای افرادی که پا بر روی آنها می گذارند به صدا در می آورند.

اروم نیوز ـ تمام هفته منتظر فردا بود. زودتر از شب های دیگر، لیستی که معلم داده بود را جمع کرد. فردا روز اردو بود. وقتی مادر “بابوله” را در کوله پشتی وصله دار “کامکار” می گذاشت، دستان تاول زده اش بیشتر از همیشه توی ذوق پسر بچه ۱۲ ساله خورد. از اینکه دست، صورت و بدن بعضی از زنان و مردان روستا این زخم های زشت را بر خود دارد، غمگین می شد. همیشه داستان آن روز را ناتمام شنیده بود. اما پدر و مادر با همه کوله بار دردی که در سینه داشتند، خوشی عمیقی از سلامت ۷ فرزندشان حس می کردند.

با شوق وصف ناپذیر و با شیرین زبانی به مادر گفت:

– دایه گیان بابوله یه کیش بو هیوا بپیچه وه (مادر جان یک بابوله هم برای هیوا درست کن)

“تروسکه” دلیل این محبت پسرش را نیک می دانست. دل کامکار هم مثل فرزندان دیگر و شوهرش “خالد”، دریایی بود.

مادر هیوا، سه سال پیش دیگر طاقت زخم هایی که یادگار بمباران شیمیایی سردشت بود، نیاورد و جانش را از دست داد.

هیوا به کامکار گفته بود که روز بمباران شیمیایی، پدر و مادرش در سردشت بودند. همه می گفتند مادر هیوا “شهید” است. حتی روی قبرش هم پرچم ایراننصب کرده بودند.

تروسکه برای هیوا هم بابوله درست کرد تا او هم از محبت مادرانه همسایه بی نصیب نماند. هر چه باشد هیوا پسر “کژال” مرحوم، دوست سال های دور و خواهر خوانده او بود.

در مدرسه روستای “بناوه” غلغله برپا بود. صدای شادی بچه ها به آسمان می رسید. چه کسی جرأت داشت این شادی را از آنها بگیرد؟! دخترها و پسرها با لباس های رنگارنگ به صف شدند و با همراهی معلمان، مسئولان مدرسه و شورای روستا راهی محل اردو شدند. تا محل اردو که تپه ای در نزدیکی مدرسه بود، یک کیلومتر بیشتر راه نداشتند. این تپه در مسیر هر روزه شان بود اما با همراهی دوستان و معلمان حال و هوای دیگری پیدا کرده بود.

هر گروهی از بچه ها زیراندازشان را روی زمین و زیر درختان پهن کردند. خوراکی هایشان را چیدند و مشغول بازی و شادی شدند. معلم ها آتش کوچکی روشن کردند و بساط چای آماده شد. صدای سوختن هیزم ها در آن روز خنک اردیبهشت، هوش از سر می برد. کودکان قد و نیم قد ۷ تا ۱۲ ساله دور آتش حلقه زده بودند، دست هم را گرفته بودند، شعر می خواندند و پاهایشان را بر زمین می کوبیدند. این نشان اتحاد و البته رقص محلی آنان بود.

کمی بعد که بچه ها خسته شدند، هیوا و کامکار با دو همکلاسی دیگرشان شاهو و امیر مسابقه دو گذاشتند. همه می دانستند که کامکار برنده می شود. از همه بچه های روستا تندتر می دوید. بین دو درخت که حدود ۳ هزار متر فاصله داشتند، قرار گذاشته بودند. مثل آهوان خرامان می دویدند و برای هم کری می خواندند. کامکار در نیمه راه برگشت بود، اما دوستانش تازه به درخت موعود رسیده بودند. کامکار نزدیک آتش شد. میخواست همه او را ببینند که چه قهرمانانه می دود. تصمیم گرفت از روی آتش بپرد. دو متر تا آتش مانده بود که صدای انفجار تا زمین کشاورزی پدرش هم رسید. فریادهای کامکار را اما پدر نمی شنید. دل روستا با چشمان کامکار سوخت…

هیاهو به پا خاست. همه دور کامکار حلقه زده بودند. از چشمان کامکار خون جاری بود. فریاد می زد: «خوایه گیان چاوه کانم کور نه بن… خوایه گیان چاوه کانم کور نه بن…» (خدا جان چشمام کور نشن…)

آقای باقی که با پرایدش تا محل اردو آمده بود، فریاد زد: «ببریمش بیمارستان…» تا سردشت فقط ۸ کیلومتر راه داشتند. خبر به پدر می رسد و او با دلهره خود را به بیمارستان می رساند. دکترها و تجهیزات پزشکی سردشت کفاف نمی دهد و راهی مهاباد می شوند.

پدر به پزشک آمبولانس می گوید که بینایی پسرش را از او می خواهد. پزشک اما می گوید: «پدر جان مین منفجر شده؛ شوخی نیست! اما توکل بر خدا داشته باش.»

راه انگار طولانی شده بود. جاده ها آمبولانس را در تونل زمان بلعیده بودند. اما آنجا هم گفتند که امکانات نداریم و پسر بینوا را راهی تبریز (مرکز استان آذربایجان شرقی) کردند.

کامکار فقط ناله می کرد. پدر کشاورزش دل نگران و مضطرب از آینده نامعلوم فرزند جگرگوشه بود. حتی نمی توانستند به خوبی زبان فارسی را بفهمند. پدر با سوز دل، فقط تکرار می کرد: «پناه بر خدا… دعا کنید پسرم کور نشود… پناه بر خدا…»

حالا با همان لباسی که سر زمین کشاورزی تنش بود، ۴ روز است که در بیمارستان نیکوکاری تبریز همراه پسر رنجورش نگرانی، دردمندی و اضطراب را تجربه می کند. پیش پسر هیچ حرفی نمی زد تا دل پسر را نخراشد. تا حالا سه بار چشمان کامکار را عمل کرده اند. یک چشم به طور کامل کور شده و چشم دیگر اندک سویی برای دیدن دارد.

معلم های کامکار با پدر ش تماس می گیرند و جویای احوالش هستند. آقای احمدزاده هم که مسئول سرکشی به مدارس روستاهای سردشت است، با «کاک خالد عثمانی» مرتب در تماس است. حتی مدیر آموزش و پرورش سردشت هم به او زنگ می زنند. حالا پدر  نگران یک چیز است. اگر لازم باشد پسرم را به تهران ببریم، پول ندارم… هنوز کسی جواب نهایی به او نداده و تنها پناهش فقط خداست.

پدر هنوز نمی داند چه چیزی منفجر شده است؛ مین یا نارنجک یا ترکش… هر چه باشد از دوران جنگ به جا مانده بود. پسرش تنها قربانی این روستا و شهر نبود. اما دعا می کرد آخرین قربانی باشد.

معلم ها سر در گریبان اند. این روستا قبل از این ۳ بار دیگر هم شاهد چنین واقعه دردناکی بود. اما محل اردو که در زمان جنگ پادگان نظامی بود، سال های سال است که محل استراحت و تفریح مردم روستا بود و فکرش را هم نمی کردند مین روبی نشده باشد.

دو نفر دیگر سال های قبل دست و پاهایشان را در حوالی همین روستا از دست داده بودند. یک پیرمرد هم بینایی اش را در اثر همین آثار باقی مانده از جنگ از دست داده بود.

آن روزها فرماندار در مصاحبه ای گفته بود که “سردشت منطقه جنگی است و با وجود پاکسازی منطقه، هنوز هم مین و سایر بقایای جنگ در آن شهرستان قربانی می گیرد. حتی رییس گروه مین یابی هم با اینکه ۸ سال دفاع مقدس را تجربه کرده بود، در یکی از عملیات مین روبی مجروح شد و پا و چشمش را از دست داد. خدا را چه دیدید؛ شاید روزی خود من هم که زیاد برای بازدید از مرز می روم، خبرساز شدم! ”

آقای کاظمی که آن روزها فرماندار بود، این را هم گفته بود که “مردم روستا حق دارند، اما این مشکل اجتناب ناپذیر است. دلیل طولانی بودن پروسه مین روبی هم این است که سردشت ۲۸۱ روستا دارد و برخی مناطق آن صعب العبور هستند. هر مین هم یک خطر بالقوه است. ما کوتاهی نکرده ایم!”

کامکار چشم اش را می بندد. حالا ۷ سال از آن روز گذشته است. چشم راست کامکار دیگر دنیا را نمی بیند. همه می گویند او شانس آورده و امکان اتفاق ناگوارتری برای او وجود داشت. حالا دل کامکار برای انسان های بی گناهی می تپد که ممکن است روی ۱۶ میلیون مین باقیمانده از جنگ در ایران که هنوز به دلایل متعددی خنثی نشده بروند و اتفاقی که نباید؛ روزگارشان را سیاه کند.

کامکار چند روز پیش در گزارشی خوانده بود که گستردگی جغرافیایی مناطق جنگ‌زده غرب و جنوب کشور، یعنی  آذربایجان غربی، کرمانشاه و کردستان و البته خوزستان هنوز میزبان مین های باقیمانده از جنگ است. شنیده بود که فرسایش خاک باعث حرکت مین ها از ارتفاعات به سمت دامنه ها شده و احتمال خطر برای مردم ساکن این مناطق بیشتر از قبل است.

همین چند روز پیش، یکی از کولبرهای شهر همسایه روی مین رفته و پاهایش را از دست داده بود.

اینجا میم مثل مادر نیست. میم را مین می خوانند.آن هم در شهری که طبق آمارها، ۸۴۹ شهید دارد. ۱۱۹ نفر از این شهدا، قربانیان بمباران شیمیایی هستند. ۷ نفر از ۲۱ شهیدی کهدر همان لحظه بمباران، شهید شده اند، زن و کودک بودند. سردشت حالا ۲ هزار و ۲۴۳ جانباز دارد که یک هزار و ۵۸۰ نفر از ایشان، جانبازان بمباران شیمیایی هستند. انگار جنگ هنوز هم سر آن ندارد که سایه اش را از سر سردشت مظلوم بردارد! چه آن روزها با بمباران شیمیایی و چه امروز با مین های قاتل.

روز جهانی آگاهی در مورد مین

۸دسامبر ۲۰۰۵، مجمع عمومی سازمان ملل متحد روز چهارم آوریل برابر با ۱۵ فروردین هر سال رابه عنوان«آگاهی از مین و کمک به اقدامات علیه مین» نام نهاد. این مناسبت فرصتی است تا جهان درباره مین بیدارتر عمل کرده، با پیشرفت ها و چالش های باقیمانده در پاکسازی مین های زمینی و مهمات منفجر نشده -که هنوز در بیش از ۶۰ کشور به تهدیدی جدی برای غیرنظامیان تبدیل شده-آگاه و آنها رامورد بررسی، بازبینی و تمرکز قرار دهند.

آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد در پیامی به همین مناسبت، گفت: در جهان امروز، مخاصمات روز به روز به سمت تکثر و تسلسل بیشتر پیش می‌روند. مسئله نگران کننده آن است که پس از پایان جنگ، مین‌ها و مواد منفجره جان هزاران غیرنظامی را مجروح یا از بین می‌برند. این جنگ افزار‌های مهلک در خانه‌ها و مدارس پنهان هستند، و باعث ایجاد وحشت در جمعیت محلی می‌شوند. تنها پس از پاکسازی این مناطق، زندگی عادی می‌تواند از سر گرفته شود.

طبق تحقیقات صورت گرفته مین‌های زمینی اولین بار در جنگ داخلی آمریکا به کار گرفته شده، سپس در جنگ جهانی اول و دوم شکل گسترده تری به خود گرفت.

مطالعات صورت گرفته مبیّن آن است که در کشورهای افغانستان، بوسنی، کامبوج و موزامبیک حدود ۲۵ تا ۸۷ درصد از مردم مناطق مختلف این کشور‌ها هنگام فعالیت‌های روزانه با مین‌های کاشته شده برخورد داشته و ۶ درصد از خانواده‌ها به نوعی از انفجار مین آسیب دیده اند.

آمار‌های رسمی مصر را آلوده‌ترین کشور به مین در جهان معرفی می کنند که هنوز هم میزبان مین های به جا مانده از جنگ جهانی دوم و جنگ های صورت گرفته بین این کشور با اسراییل با حدود ۲۳ میلیون انواع مین و مهمات عمل نکرده است. برخی از این مین ها آنقدر قدیمی اند که حتی نمی توان آنها را جستجو کرد. البته حدود ۳ میلیون مین در مصر خنثی شده اند.

بعد از ایران، کشورهای کویت، عراق، جامو و کشمیر، بالکان، آنگولا، سریلانکا و کرواسی نیز هر کدام جزو آلوده‌ترین کشور‌ها به مین قرار گرفته اند. عفو بین الملل نیز در گزارشی اعلام کرد که اخیرأ میانمار نیز در مرز با بنگلادش برای ممانعت از ورود مسلمانان روهینگیا از مین‌های ضد نفر استفاده کرده است.

مین در ایران

مردم ایران نیز که تا قبل از جنگ تحمیلی و تجاوز رژیم بعثی صدام حسین به کشورشان با مین غریبه بودند، امروز به استناد اسناد معتبر جهانی، دومین کشور آلوده به مین در دنیاست. این آلودگی های نظامی که شمار آنها به ۲۰ میلیون انواع مین و سایر مواد منفجره اند، حدود ۴ میلیون و ۲۰۰ هکتار از زمین های کشور در استان های را آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه، ایلام و خوزستان را آلوده ساخته اند. البته آمارهای هلال احمر ایران وجود ۱۶ میلیون مین را تأیید می کند. اين مين ها تاکنون حدود ۱۰ هزار نفر از هم وطنان ما را کشته يا مجروح كرده است.

بعد از پایان جنگ، ارگان های نظامی مانند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران برای مین زدایی و پاکسازی مناطق عملیاتی اقدام کرده اند که همین اقدام ها متاسفانه به شهادت و مجروح شدن عده ای از نظامیان نیز انجامید. اما هنوز هم با گذشت ۳۰ سال از جنگ تحمیلی علیه ایران، باز هم مین دست از سر مردم برنداشته است. مین هایی که به صورت عمده در کشورهای آمریکا، انگلیس، فرانسه، روسیه، چک، ایتالیا و چین ساخته شده اند.

این در حالی است که در کشور‌های پیشرفته، از ربات‌ها، وسائل مکانیکی و ماشین‌های بدون سرنشین جهت خنثی سازی مین استفاده می‌شود و نقش افراد به طور مستقیم بسیار کم است و تمام اقدامات از راه دور کنترل می‌شود. به این ترتیب تلفات انسانی بسیار ناچیز و یا به صفر می‌رسد. مقامات و مسئولان ایرانی نیز با سرمایه گذاری روی این وسائل می‌توانند تلفات ناشی از مین را به حداقل برسانند. در این خصوص استفاده از نیرو‌های بالقوه داخلی و متخصصین نظامی راه‌گشا است.

غیرنظامیان، هدف جدی مین ها در ایران و جهان

با پایان جنگ ها، گرچه کشتار در صف اول و خط مقدم نبردها متوقف می شود، اما این مین ها هستند که تا مدت ها چون شبحی خوفناک، ناقوس مرگ را برای افرادی که پا بر روی آنها می گذارند به صدا در می آورند.
به رغم تلاش های صورت گرفته برای پاکسازی مناطق آلوده به مین در کشور، گاه انتشار خبری مبنی بر انفجار مین و کشته و یا زخمی شدن هموطنان، نظرها را به این ماشین قتل جلب می کند.

نمونه متاخر آن، انفجار مین در ۲۶ مهر سال ۱۳۹۲ در روستای نشکاش از توابع شهرستان مریوان در استان کردستان بود که منجر به زخمی شدن هفت کودک شد. همین موضوع باعث شد که روز ۲۶ مهر را با نام “همیاری با مصدومان مین” نام گذاری کنند. روزی که در تقویم رسمی ثبت نشده، اما دارای اهمیت زیادی برای فعالان این عرصه است.

“حسین احمدی نیاز” که وکالت چند قربانی مین را در استان‌های غربی کشور بر عهده دارد، می گوید: بعضی قربانیان مین مثل هفت کودکِ “نشکاشمریوان” هستند که در مهرماه ۹۲ قربانی انفجار مین‌های خنثی نشده در حیاط مدرسه شدند. بعضی وقت ها هم قربانیان، افراد عادی، کودکان و رهگذران هستند. اما دسته‌ای دیگر از قربانیان مین کارگران زمین‌های کشاورزی در روستاهای مرزی و کولبران هستند. دسته دوم در حین تلاش برای امرار معاش و در زمان تردد در مناطق پرخطر دچار حادثه می‌شوند و البته در اغلب موارد آسیب‌های جدی می‌بینند.

قربانیان مین مورد توجه بیشتری قرار گیرند

رییس کانون وکلای دادگستری مرکز در گفتگویی که سال قبل با خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) داشت، گفت: قبل از اینکه وارد بررسی و ارزیابی تخصصی شویم، نخست باید معیارهای کلی حاکم بر ورود صدمات و خسارات جسمی مورد توجه قرار گیرد.

علی نجفی توانا افزود: هر فردی یا نهادی، وقتی زمینه ساز ایراد و صدمات جدی به اشخاص می شود، با توجه به نوع صدمات و چگونگی ارتکاب اقدامات منجر به صدمات، به عنوان مسبب یا مباشر، باید مورد ارزیابی و برخورد قانونی و قضایی قرار بگیرد.

وی ادامه داد: گاهی ممکن است اقدام عمدی باشد که مجازات های مربوطه مطابق قوانین کیفری و جنایات جسمی سال ۹۲، قابل مجازات قصاص یا در صورت امکان مجازات دیه خواهد بود.

به گفته نجفی توانا، در موارد غیرعمدی، بحث صدمات از باب تسبیب است؛ مین یک وسیله کشتار فردی حسب مورد صدمه زدن، تخریب و جنگ افزار دشمن با اهداف مختلف از قبیل ایجاد مانع در عبور، احساس امنیت بیشتر در کشور، مکانیزه کردن مبارزه با صدمات ورود اغیار و دشمن، با بیش از سه قرن سابقه استفاده می شود.
نجفی توانا تصریح کرد: از آنجا که مین مانند سم دادن که فرد هیچوقت متوجه آثار آن نمی شود، یک ساز و کار مخفی دارد، از این رو رصد کردن آن سخت است و به همین دلیل در چارچوب ضوابط داخلی و اختصاصی و شخصی، باید این نوع صدمات و قربانیان این نوع جراحات و صدمات بدنی مورد توجه بیشتر قرار گیرند.
وی افزود: سال ۸۹ قانون حمایت از مصدومان و قربانیان مین بازنگری شد که البته این قانون باید از نو مورد بازنگری قرار بگیرد.

این حقوقدان با اشاره به کنوانسیون اتاوا ادامه داد: این کنوانسیون در خصوص مین در سال ۱۹۹۷ میلادی تصویب شد که ۱۶۰ کشور در این کنوانسیون عضو هستند اما ایران با وجود اینکه به استانداردها و قاعده های بین المللی تن در می دهد و آن را رعایت می کند، هنوز عضویت آن را نپذیرفته است.

رئیس کانون وکلای دادگستری خاطرنشان کرد: در بحث ورود خسارت، قانونگذار سه محور را مورد توجه قرار داده است؛ افرادی که با رعایت ضوابط معین، مین باعث صدمه و خسارت آنها می شود، این رابطه سببیت است و دولت موظف به حمایت از این آسیب دیدگان و قربانیان است.

به گفته وی، گروه دوم افراد غیرمجازی هستند که وارد کشور می شوند و حقوقی به آنها تعلق نمی گیرد اما مستمری ناچیزی دریافت می کنند و دسته سوم افرادی هستند که برای رفت وآمد مجاز هستند اما رعایت احتیاط را نمی کنند که این افراد مانند گروه دوم خسارت اصلی را دریافت نخواهند کرد.

نجفی توانا با بیان اینکه دولت به حقوق این افراد توجه دارد، گفت: اما دقت لازم و آسیب شناسی کافی که موجب تامین حقوق آسیب دیدگان از مین می شود، مشاهده نمی شود.

خسارت مصدومان مین، تنها مادی نیست   

این وکیل دادگستری ادامه داد: عمده خسارت های مین مادی نیست، بلکه آسیب دیدگان به حمایت های مالی، مادی، معنوی و حتی روحی نیاز دارند که این موارد در قانون پیش بینی شده و بطور کامل باید اجرا شود.
به گفته وی، ارتقای روحیه، توانبخشی، اقدامات معنوی و تامین مالی خانواده از جمله مواردی است که حکومت باید در حق مصدومان و قربانیان مین ادا کند.

نجفی توانا خاطرنشان کرد: وقتی مینی برچیده نمی شود، زمینه مسئولیت های مادی و معنوی دولت را به همراه دارد؛ این خسارت ها گاهی غیرمستقیم است و خانواده ها را گاهی دچار مشکل می کند.

رییس کانون وکلای دادگستری مرکز، با اشاره به بحث کولبران در مناطق مرزی کشور، اظهار داشت: یکی دیگر از مشکلات مرزنشینان، بحث کولبران است و نحوه زندگی این افراد به گونه ای است که باید با آن طرف مرز ارتباط برقرار کنند، پس باید به آنها آموزش داده شود تا از مناطقی که احتمال وجود مین است، عبور نکنند.

وی ادامه داد: هر چند در این زمینه در دولت جمهوری اسلامی تدابیر خاصی پیش بینی شده اما به نظر نمی رسد تاوان خسارت مربوط به آسیب دیدگان از مین به حدی باشد که عدالت برقرار شود.

نجفی توانا خاطرنشان کرد: براساس قانون اساسی وظیفه داریم از جان و مال مردم محافظت کنیم و دولت باید تدبیر لازم را اعمال کند.

آموزش؛ نیاز جدی برای مقابله با مین

يکي از راه هاي کاهش تلفات غيرنظاميان، اجراي آموزش آگاهي از خطر مين براي ساکنان مناطق آلوده به مين است. در اين آموزش ها مردم محلي مي آموزند که تا زمان خاتمه پاک سازي چگونه فعاليت هاي روزانه خود را انجام دهند تا گرفتار دام هاي مرگ بار مين نشوند. آموزش خطر مين نقش بسزايي در کاهش تلفات غيرنظاميان دارد. مردم محلي بايد مناطق خطرناک، تابلوهاي خطر، نشانه هاي وجود خطر مين و نحوه اطلاع رساني را فرا بگيرند و اين آموزش ها بايد مستمر باشد. آموزش هاي خطر مين در جهان آثار خود را به خوبي نشان داده و باعث کاهش تلفات سالانه از ١٥ هزار نفر در دهه ٩٠ ميلادي به حدود چهار هزار نفر شده است.

آموزش خطر مين در ايران توسط معاونت پيشگيري سازمان بهزيستي و معاونت امداد و نجات جمعيت هلال احمر انجام مي شود. به گفته مقامات مسئول تاکنون ميليون ها نفر از جمله دانش آموزان، کشاورزان و دامداران تحت آموزش هاي خطر مين قرار گرفته اند.

* ندا عبدی

لینک کوتاه مطلب : http://uromnews.ir/?p=310110

∴ دیدگاه کاربران
∴ اخبار شهرستانها
∴ تبلیغات