پایگاه تحلیلی خبری آذربایجانغربی \\\\\\\\\\\\

با وجود رشد و پیشرفت بشر در همه زمینه ها و افزایش رفاه و آسایش برای انسان امروزی که ناشی از پیامدها و نتایج فلسفه روشنگری و مدرنیته است، اما بشر به آرامش، خوشبختی، آزادی، درک معنای هستی و زندگی نرسید و هر روز در منجلاب و باتلاقی که توسط خودش ایجاد شده است، بیشتر گرفتار شده و خواهد بود.

بە گزارش اروم نیوز به نقل از بلفت، یکی از نتایج زیانبار و تراژدیک فلسفه روشنگری و مدرنیته، خلق فجایع با استفاده از عقلانیت و خردورزی است. «ژان فرانسوا لیوتار» فیلسوف فرانسوی؛ تمام جنگ ها، کشتارها، و عوارض ناشی از آن؛ استثمار، استعمار و تبعیض نژادی و تمام بحران ها را محصول تعقل و خردورزی می داند.

همچنین «یورگن هابرماس» فیلسوف و جامعه شناس آلمانی؛ که از نسل دوم مکتب فرانکفورت است معتقد است که تمام این عوارضی که در عالم بشریت و تمدن معاصر وجود دارد، نتیجه گسترش نیافتن خرد و تعقل آدمی است که پروژه مدرنیته ناتمام مانده و گسترش نیافته است.

اندیشمندانی چون لیوتار و گادامر در آرزوی رهایی انسان و جامعه از سیطره عقل و خرداند و روایت می¬کنند که تمام مضرات بشریت را عقل و خرد به وجود آورده است. و تمامی جنگ ها، کشتارهای بی رحمانه و بهره¬کشی را نتیجه و محصول «مدرنیته و تجدد» می دانند.

با توجه به انتقادات فیلسوفان، جامعه شناسان و منتقدان تجدد و مدرنیته از دهه ۵۰ قرن بیستم میلادی به بعد، رویکردی موسوم به «شکست یا ناتمام ماندن پروسه مدرنیته» شکل گرفته است و باعث شده که نسبت به آرمان ها و ایده های روشنگری و مدرنیته، به شک و تردید و در واقع به ناامیدی برسیم.

بمباران شیمیایی سردشت (هفتم تیرماه ۱۳۶۶ ه.ش) هم از پیامد و نتایج مدرنیته افسارگسیخته است. این فاجعه انسانی از این رو قابل تأمل و بررسی است که در عصری که بشر منادی آزادی، دموکراسی، رفاه و توسعه را داشت، با عقلانیت انباشته شده حاصل چندین قرن پیشرفت و توسعه غرب و با گستاخی ترین روش ممکن در برابر دیدگان جهان مدرن صورت گرفت.

«ماکس وبر» جامعه¬شناس آلمانی، عقلانیت را به دو نوع ذاتی و ابزاری تقسیم می کند. در عقلانیت ابزاری، بشر تمام راه¬های عقلانی برای رسیدن به هدفش را در نظر می گیرد. و بصورت سیستماتیک و عقلایی در راستای کنش معطوف به عقل و عقلانیت در جهت نابودی و ویرانی گام برمی¬دارد.

در مورد بمباران شیمیایی سردشت هم، می توان گفت عقلانیت ابزاری مدرن، تمام اصول و روش های عقلانی را برای نابودی انسانیت و کشتار وقیحانه مردم غیرنظامی و بی دفاع سردشت بکار برد.

باید گفت؛ فلسفه روشنگری و پروسه مدرنیته، همراه با کلان روایت ها و ابر روایت هایش دچار شکست شده است. این شکست هم ناشی از ارتباط قدرت و دانش و به بیانی واضح تر، هژمونی و سلطه ساحت قدرت بر ساحت دانش و تسخیر آن است.

با وجود رشد و پیشرفت بشر در همه زمینه ها و افزایش رفاه و آسایش برای انسان امروزی که ناشی از پیامدها و نتایج فلسفه روشنگری و مدرنیته است، اما بشر به آرامش، خوشبختی، آزادی، درک معنای هستی و زندگی نرسید و هر روز در منجلاب و باتلاقی که توسط خودش ایجاد شده است، بیشتر گرفتار شده و خواهد بود.

حتی بازنمایی سالگرد این فاجعه (بمباران شیمیایی سردشت) به نمادی از «مظلومیت نمایی» و رفع مسؤولیت و به توری برای افراد و جناح¬های خاصی تبدیل شده است. بجای احقاق حقوق از دست رفته مردم، افزایش مطالبه گری و به چالش کشیدن نهادهای ملی و بین المللی، سازمان ها، مسؤولان و انجمن های مسؤول و…. روز هفتم تیر به روز مظلومیت¬نمایی مردم سردشت و سمبل سازی آن تبدیل شده است.

عثمان محمودی (سیروان) مدیر انجمن جامعه شناسی ایران دفتر سردشت به مناسبت سی و یکمین سالروز بمباران شیمیایی سردشت این نوشتە را در اختیار بُلفَت قرار دادە است.

انتهای پیام/

برچسب ها : برچسب ها:
لینک کوتاه : http://uromnews.ir/?p=287483

اخبار مرتبط

نظرات

چهارشنبه, ۲۷ تیر , ۱۳۹۷

آخرین اخبار

ویژه نامه