یادداشت؛

بازخوانی جدال قلمی پیشه وری با دکتر مصدق بر سر واگذاری امتیاز نفت شمال به شوروی

اروم نیوز ـ درخواست شوروی برای دریافت امتیاز نفت شمال ایران را باید به عنوان یکی از مهمترین وقایع معاصر ایران قلمداد کرد که اثرات و تبعات بسیاری بر مسائل کشور داشت. شاید تشکیل فرقه دمکرات آذربایجان و شکل گیری بحران در این منطقه، مهمترین پیامد این درخواست می باشد. اتفاقاتی که بعد از درخواست شوروی مبنی بر واگذاری امتیاز نفت شمال پیش آمد، می تواند محکی مناسب بر نظرات پیشه وری در خصوص شوروی چگونگی ارتباط با دولت آن باشد. به همین منظور شرح مختصری از واقعه و همچنین تقابل و جدال قلمی بین پیشه وری و دکتر مصدق را ذکر کرده و نتیجه گیری را به عهده مخاطب می گذاریم(۱).

سرگئی کافتارادزه، معاون وزارت خارجه شوروی در ۲۴ شهریور ۱۳۲۳ وارد تهران شد و تقاضای امتیاز نفت در مناطق شمالی ایران را مطرح ساخت. این درخواست با مخالفت ساعد – نخست وزیر وقت – و همچنین مجلس همراه گشت. به دنبال مخالفت دولت و مجلس ایران، مطبوعات طرفدار شوروی حملات شدیدی علیه دولت ساعد آغاز نمودند که من جمله می توان به روزنامه های «رهبر» وابسته به حزب توده و روزنامه «آژیر» متعلق به سید جعفر پیشه وری نام برد.

دکتر مصدق در هفتم آبان ماه، اتخاذ سیاست « موازنه منفی » را مطرح ساخت و بر اساس آن، از عدم واگذاری امتیاز نفت به هر دو کشور انگلیس و شوروی دفاع کرد. در مقابل سران حزب توده مانند اسکندری، رادمنش،طبری و کمونیستهایی مانند پیشه وری با طرح سیاست « موازنه مثبت » از واگذاری امتیاز نفت به هر دو کشور حمایت می کردند.

در اثر فشار و حملات حزب توده و دولت شوروی، ساعد – نخست وزیر وقت – مجبور به استعفا شد و بیات به نخست وزیری رسید. در یازدهم آذرماه، دکتر مصدق ضمن نطقی، طرحی را به تصویب مجلس رساند که بر اساس آن هیچ دولتی نمی توانست راجع به امتیاز نفت، مذاکره و قراردادی را امضا کند.

یک روز بعد از تصویب طرح دکتر مصدق، غلامحسین رحیمیان – نماینده قوچان – طرحی را به مجلس ارائه داد که در آن لغو امتیاز نفت جنوب که طی طبق قراردادی به شرکت دارسی انگلیس واگذار شده بود را خواستار گردید. ولی دکتر مصدق با طرح وی مخالفت کرد و گفت که نمی توان قرارداد را بصورت یک طرفه فسخ کرد و بعد از مخالفت دکتر مصدق، اکثر نمایندگان با این طرح مخالفت کردند.

بدنبال امتناع مصدق از امضای طرح رحیمیان، روزنامه های طرفدار شوروی – مانند رهبر و داد – حملات شدیدی به مصدق داشتند. در این بین پیشه وری نیز در روزنامه آژیر مقاله تندی بر علیه مصدق نوشت.

در مقابل حملات این روزنامه ها، دکتر مصدق برای رفع سوء تفاهمات پیش آمده و پاسخ به پیشه وری در تاریخ ۲۸ آذر ۱۳۲۳ نطق مهمی در مجلس ایراد کرد که قسمتی از آن در زیر می آید:

« من اگر اهل ایمان و عقیده نبودم ۲۰ سال با دولت دیکتاتوری جدال نمی نمودم. من با آن دولت جنگیدم، زندان رفتم و تحت نظارت درآمدم. من وقتی آزاد شدم که دولت شوروی در صحنه سیاست این مملکت دخالت کرد پس دلیل ندارد که من با یک سیاست موافقت کنم و با سیاست دولت شوروی مخالفت نمایم.

چنانکه من در گذشته دیده ام که اگر اتحاد جماهیر شوروی از سیاست بین المللی ما غایب شود برای ما در هوای آزاد هم تنفس دشوار است.من متاسفم که بعد از سقوط دیکتاتوری بجای این که سیاسیون این مملکت از تجارب گذشته عبرت بگیرند و به آزادی خواهان صدر مشروطیت تاسی کنند و بجای این که نطق و قلم، یعنی دو نعمتی را که در سایه مشروطیت تحصیل شده در را دفاع از مصالح ایران بکار برند و رشد ملی ما را به جهانیان ثابت نمایند، به جهاتی که از بیان آن شرم دارم عده ای شمال و عده ای جنوب را قبله حاجت خود ساخته اند و جار و جنجالی در این کشور به راه انداخته اند که هستی ما را تهدید می کند.

آقای پیشه وری، پیشنهاد من به مجلس از نظر مخالفت با رژیم نبود و از نظر وطن پرستی است. اگر دنیا وطن همگی است پس این جنگها و آدم کشیها برای چی است؟ و اگر هر ملتی برای خود وطنی دارد پس چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.

از روزنامه هائیکه می گویند من به شرکت نفت انگلیس و ایران خدمت کرده ام، سوال میکنم که از عمل منفی من (سیاست موازنه منفی) آن شرکت چه نفعی برده است؟ من پیشنهاد نمودم که امتیاز داده نشود و قسمتی از سرزمین تحت نفوذ مملکت دیگر در نیاید.

در جواب آنهائیکه اعتراض می کنند چرا طرح قانونی الغای قرارداد نفت جنوب را امضا نکرده ام عرض می نمایم که هر قراردادی دو طرف دارد و به ایجاب و قبول طرفین منعقد می شود. لذا طرفین اگر رضایت به الغا ندهند قرارداد ملغا نمی شود. مجلس نمی تواند قانونی را که برای ارزش و اعتبار عقود بین المللی و قراردادها تصویب می کند، بدون مطالعه و فکر و به دست آوردن راهی قانونی الغا نماید.»

پیشه وری سرمقاله روزنامه آژیر مورخ ۳ دی ماه ۱۳۲۳ را به پاسخ دکتر مصدق اختصاص داد. از آنجا که در نوشته پیشه وری مطالب قابل تامل و مهمی وجود دارد، مخصوصا برای پی بردن به اندیشه و تفکر پیشه وری در آن سالها، قسمت هایی از این سرمقاله در زیر می آید:

« اقای دکتر مصدق از اینکه در میان ملت ایران مبارزه و مناقشه شدید مشاهده می شود، متاسف هستند و می ترسند دامنه این مناقشه به جدال و به قول خودشان به برادر کشی بکشد. بنابراین میل دارند سیاسیون این دوره به آزادیخواهان صدر مشروطیت تاسی کنند و از سیاسیت بتمام معنا ایران پیروی نمایند. این نظریه کاملا صحیح است، اگر هر ایرانی بخواهد غیر این بکند خائن است. هدف اشخاص با ایمان البته باید حفظ آزادی و استقلال میهن باشد.

اقای دکتر در همین خطابه گفته اند: « وقتی از تحت نظارت و تبعید آزاد شدم که دولت شوروی در صحنه سیاست این مملکت دخالت کرد». آقای دکتر مصدق، تمام مناقشات زیر این عبارت ساده شما است. پیدایش سیاست شوروی تنها شما را از تحت نظارت شدید مامورین شهربانی نجات نداد بلکه اکثریت ملت ایران بواسطه این سیاست جان گرفت، بیدار شد و وسیله پیدا کرد که در سیاست مداخله نماید. مردم بیغرض ایران درست مطابق عقیده و سلیقه شما معتقد شده اند که اگر اتحاد جماهیر شوروی از صحنه سیاست بین المللی غائب شود برای آنها در هوای آزاد هم تنفس دشوار خواهد بود. برای اینکه ملاحظه بفرمایید عده بیشماری «شمال» را قبله حاجات خود شناخته اند و از گفتن و نوشتن این هم عار ندارند. آقای دکتر شما که خودتان می دانید سیاست اتحاد جماهیر شوروی نباشد زندگی برای اکثریت ایرانیان حرام و غیرممکن خواهد بود برای چه به تمایلی که مردم نسبت به دوستی اتحاد جماهیر شوروی ابراز می کنند اظهار عدم اعتماد و بدبینی فرموده آن را جار و جنجال می شمارید.

عده ای می کوشند تا بتوانند در هوای آزاد تنفس بکنند. برای این تنفس دوستی اتحاد جماهیر شوروی را مانند شما لازم دانسته از آن با کمال سربلندی جانبداری می کنند.

آقای دکتر مصدق، شما سر یک دوراهی بزرگ قرار گرفته اید، راه سوم وجود ندارد. یا باید با ملت، با مردم، با توده و با آزادی خواهان باشید و بدون تردید از سیاستی که آزادی و استقلال میهن ما را دربردارد پیروی بکنید یا باید به مرتجعین و دشمنان آزادی و آنهایی که برای گرداندن دوره زوگویی مبارزه می کنند ملحق بشوید. حد وسط و شرط و قید امکان پذیر نیست.

مردم دنیا امروز به دو تیپ و دو دسته بزرگ تقسیم شده اند، ما هم باید حساب کار خود را کرده به یکی از آنها ملحق شویم، چاره دیگری نیست. هرکس می گوید، ایرانی تنها بدون در نظر گرفتن سیاست بین المللی می تواند به هدف و آرمان ملی خود برسد، احمق است یا خائن. امیدوارم آقای دکتر مصدق از هر دو طایفه دور باشند و تحت تاثیر حرفهای آنها نروند.»

* محسن محمدزاده

 

برچسب ها :
لینک کوتاه : http://uromnews.ir/?p=275109

اخبار مرتبط

نظرات

آخرین اخبار