تاریخ : سه شنبه, ۱۸ مرداد , ۱۴۰۱

سردشت، شهر جانبازان شیمیایی

  • کد خبر : 409188
  • 07 تیر 1401 - 20:09
سردشت، شهر جانبازان شیمیایی
بمباران شیمیایی شهر سردشت توسط رژیم منفور بعثی سند توحش غرب و نماد حقوق بشر آمریکایی بوده و گویاترین سند مظلومیت جمهوری اسلامی و ملت سربلند ایران است.

به گزارش اروم نیوز، هفتم تیرماه سالروز بمباران شیمیایی سردشت توسط ارتش بعثی عراق است؛ دربمباران شیمیایی سردشت که در هفتم تیر سال ۱۳۶۰ انجام گرفت، ۱۱۰ نفر از مردم این شهر شهید و بیش از هشت هزار نفر نیز دچار عوارض گازهای سمی نظیر خردل شدند که تا امروز هم آثار این گازها بر پیکره سردشت ماندگار بوده است.

تولد نوزادانی دارای مشکلات ذهنی و جسمی خاص و ابتلای اهالی شهر به بیماری‌های تنفسی و روحی تنها گوشه ناچیزی از درد مردم سردشت بوده که در روزمره‌های زندگی ناپدید شده و از دید مسئولان و مدیران دولتی و سایر مسئولان به دور مانده است.

هرچند در این ماجرا ردپای رژیم بعثی عراق پررنگ‌تر از سایر دولت‌های حامی حقوق بشر دیده می‌شود، اما نباید نقش پشتیبانی نظامی و تجهیزاتی آلمان، فرانسه و آمریکا از صدام و رژیم بعثی عراق را در این بمباران نادیده گرفت.

از سوی دیگر حملات شیمیایی رژیم بعث عراق علیه نظامیان و غیرنظامیان ایرانی به ویژه مردم بی‌دفاع شهر سردشت در جریان جنگ تحمیلی که با سکوت مشمئز کننده مجامع بین‌المللی از جمله شورای امنیت سازمان ملل متحد همراه بود، لکه سیاهی در تاریخ معاصر است.

 

خانم لیلا معروف زاده از جمله بانوان جانباز شیمیایی سردشت است که در این  مورد می‌گوید: هفت تیر سال ۶۶ هنوز ۲۰ سال از بهار عمرم نمی‌گذشت، کارمند بودم تازه از سرکار به منزل آمده و مشغول خواندن نماز عصر بودم که صدای هواپیماهای عراقی به گوشم رسید حدود ساعت ۴ عصر بود هواپیماهای عراقی بر فراز شهر مشاهده شدند برای هشدار دادن به برادرم که در آن زمان سرباز وظیفه سپاه در پایگاه عملیاتی شهید دادکوش بود سراسیمه بیرون دویدم هوای شهر تمیز و آفتابی بود و هواپیماها به خوبی دیده می‌شدند.

وقتی چشمم به هواپیماهای عراقی افتاد شی نارنجی رنگی را دیدم که از آسمان به طرف شهر می‌آید خود را داخل جوی آب خیابان انداختم، بعد از بیرون آمدن از جوی آب به طرف خانه رفتم صدایی که در شهر پیچیده بود خفیف بود و این صحنه برایم خیلی عجیب بود به خودم گفتم چیز مهمی نیست.

به منزل رسیدم صدای زنگ تلفن به صدا درآمد از سپاه تماس گرفته بودند باید برای مداوای مجروحان به نقاهتگاه می‌رفتم چون من مددکار بودم.

به بیمارستان رفتم دو نفر مجروح را دیدم پس از مداوای آنها به خانه برگشتم که تلفن دوباره زنگ زد و این بار سالن تربیت بدنی تختی را می‌گفتند به همراه راننده بنیاد شهید به محل حرکت کردیم به محل اصابت بمب‌ها رسیدیم و در این میان بویی که شبیه سیر گندیده بود به مشام می‌رسید بعد دیدم پودر سفیدی روی همه چیز نشسته روی دمپای‌هایم پودر را مشاهده کردم چیزی درباره بمب شیمیایی که مردم به آن آلوده شده بودند، نمی‌دانستم.

به سالن تختی رفتم تعداد زیادی از زنان ومردان و بچه‌ها روی تخت‌ها دراز کشیده بودند، ناله می‌کردند و سرفه می‌زدند به هر کدام از مصدومان آمپول و سرم تزریق کردم و همه آنها را به دوش گرفته و بسوی آب می‌بردم مصدومان با چشمان پر آب استفراغ می‌کردند پوست بدنشان به شدت خارش داشت و مشکل تنفسی داشتند بدنشان بشدت داغ می‌شد و می‌خواستند لباس هایشان را در بیاورند و بسیاری از آنها چهره هایشان سرخ و سیاه می‌شد و بعضی می‌گفتند سینه هایمان می‌سوزد از هر طرف صدایم می‌زدند و درخواست کمک می‌کردند.

حوالی ساعت ۱۲ شب احساس مشکل تنفسی، خارش بدن، سنگینی چشم ها و شدت ضعف کردم که همگی حکایت از شیمیایی شدنم داشت، به منزل رساندنم اما حالم خیلی بد بود، حالت تهوع داشتم، چشمم نمی‌دید.

معروف زاده در ادامه روایت خود از هفت تیر ۶۶ از حضورش در دادگاه لاهه می‌گوید وادامه می‌دهد: با پیگیری‌های دفتر حقوق بین الملل و همچنین سفیر ایران در هلند و با همکاری انجمن دفاع از مصدومان شیمیایی فرصتی فراهم شد تا اکیپی متشکل از دادستان هلند آقای «تیفن» و پلیس آن کشور در سال ۸۴ وارد سردشت شوند آنها با جانبازان شیمیایی صحبت کردند من با مشاهده آنها به محل استقرار شان در فرمانداری رفته و ماجرا را کامل توضیح دادم آنها به من گفتند حاضری به عنوان شاهد در دادگاه لاهه حاضر شوی من بلافاصله اعلام‌آمادگی کردم.

پس از آن از بین جانبازان شیمیایی من وآقای قادر مولان پور که اعضای خانواده اش را از دست داده بود برای محاکمه آقای «فرانس رایت» تاجر هلندی انتخاب شدیم،   «فرانس رایت» تاجر هلندی بود که با همکاری «تاناکا» تاحر ژاپنی اقدام به تهیه مواد «تی دی جی» یا گاز خردل از کشورهای اصلی کرده و به عراق ارسال می‌کردند.

این دادگاه در ۱۱ و ۱۲ آذرماه سال ۱۳۸۴ تشکیل شد و دراین دادگاه من و آقای مولان پور به عنوان اولین شاهدان بمباران شیمیایی سردشت حاضر شده و به سوالات قضات حاضر در دادگاه پاسخ دادیم آنها از من پرسیدند آیا سردشت بمباران شیمیایی شد؟ آیا کودکان و زنان کشته شدند؟ آیا این شهر شهر نظامی بود؟ آیا منافقین و احزاب کومله و دموکرات دراین شهر حضور داشتند؟ و بنده در جواب آنها با صراحت گفتم کسانیکه به شهادت رسیدند مردم عادی بودند که توان دفاع از خود را هم ‌نداشتند.
پس از من آقای مولان پور با شرح وضعیت به شهادت رسیدن همسر باردار و دو فرزندش دادگاه را متاثر کرد.
پس از او دوباره حادثه بمباران شیمیایی سردشت را بطور کامل توضیح دادم عمق فاجعه به حدی بود که وکیل «فرانس فان رایت» توان دفاع نداشت و با رای دادگاه به ۱۵ سال حبس محکوم‌ شد اما اعتراض ما باعث شد در سال ۸۶ در مرحله دوم دادگاه میزان حبس او به ۱۷ سال افزایش یابد.

در این دادگاه با صدای رسا و ‌با تحمل درد و رنج فریاد مظلومیت انسان‌های بیگناه را سر دادم، انسان‌هایی که غریبانه به شهادت رسیدند.

این بانوی دلاور حرف‌های خود را اینگونه پایان می‌برد یقین دارم تاریخ هرگز مظلومیت زنان وکودکان بی گناه را فراموش نخواهد کرد امروز پس از گذشت سال‌ها هنوز بسیاری از زنان و کودکان عذاب می‌کشند جسم آنها آنقدر ضعیف است که توان حرکت ندارند و ‌به سختی زندگی می‌کنند.

آنچه گفتم بیان مظلومیت یک شهر در برابر حرکت مغرورانه بزرگترین جنایتکار تاریخ است کسیکه به خود لقب فرمانده قادسیه ثانی نهاد.

انتهای پیام/

لینک کوتاه : http://uromnews.ir/?p=409188

برچسب ها

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه